يك تمرين از روابط بازگشتي

این وبلاگ متعلق به دانشجویان ریاضی دانشگاه اراک است


شهريار طي يك نامه به انيشتن رسالت حقيقي وي را به او معرفي ميكند و پس از پرداختن به تمجيد و تحسينش از او ميخواهد جهان عقل را طي كند تا موسي و عيس و محمد را در كنار يكديگر پيدا كند، كليد عشق را بردارد و قفل كهن درد بشريت را باز كند تا خدا را پيدا كند.
آنچه كه در ادامه مطلب ميآيد شرح نامه شهريار به انيشتن است.
بازی و ریاضی بسیاری از موضوعات و بخش های جذاب و متنوع علم رياضي را در بر می گیرد که توسط یک محقق و رياضيدان آمریکایی به نام مارتين گاردنر به جهانیان عرضه شد. گاردنر با نشان نبوغ و خلاقیتش در به کار گیری رياضي در بازي و سرگرمي، دیگر دانشمندان و ریاضیدانان را به تهیج واداشت.
در این مسیر یعنی به کار گیری ریاضی در جهان امروز داگلاس هافستادر نیز همانند گاردنر سهم بسزایی داشت.
در مجموع محبوب ترین و معروف ترین ریاضیدانان که در سال های اخیر کمک شایانی به این امر داشته اند عبارتند از:
همچنین کسانی که با تلاش های بی شائبه خود تحقیقات وسیعی را در نشر و گسترش علم ریاضی در بین عموم جامعه انجام داده اند عبارتند از:
بازي با چوب كبريت نيز يكي از سرگرميهاي مفيد رياضي ميباشد كه از طريق اين لينك ميتوانيد به بازي بپردازيد.
تحقیقات میگوید 5 درصد از مردم زمین به محاسبهپریشی دچارند و نمیتوانند بهراحتی با مفاهیم ریاضی کنار بیایند.
جیل 19 ساله از میشیگان برای ادامه تحصیل در دانشگاه، رشته علوم سیاسی را انتخاب کرده است. ولی در مسیر ادامه تحصیل یک مشکل پیش پای او قرار دارد: او پیوسته در پیشنیاز ریاضیات رد میشود.
جیل میگوید: «من در دروس دیگر یک دانشآموز ممتاز به حساب میآیم، ولی تداوم عدم موفقیت من در ریاضی سبب شده تا احساس کنم که خیلی خنگم.» در واقع این احساس باعث شد که او دیگر سر کلاس ریاضیاتش حاضر نشود، چرا که به گفته خودش «من دیگر طاقت نداشتم که هر روز در ذهنم یادآوری شود که چقدر بی استعدادم.»
جیل در نوامبر گذشته خودش را برای ناتواناییهایش در فراگیری مورد بررسی قرار داد. او دریافت که در حالی که آی.کیو.اش بالاتر از میانگین است، توانایی محاسبات عددی او با یک نوجوان 11 ساله یک اندازه است. دلیل این امر عارضهای به نام «dyscalculia» یا محاسبهپریشی است. تشخیص این عارضه به آرامشی نسبی در او منجر شد، چراکه همین یک واژه، توضیح بسیاری از مشکلات در زندگی روزمره او است. برای مثال، او نمیتواند ساعتهای عقربهای آنالوگ را به راحتی بخواند و از ترس تاخیر کردن، همیشه 20 دقیقه زودتر سر قرار حاضر میشود. وقتی با دوستانش به مغازه یا رستوران میرود، هنگام پرداخت از یکی از آنها میخواهد که مبلغ را حساب کند، چون میداند که احتمالا اشتباه خواهد کرد.
این شواهد به ما چنین میگوید: «به دنیای پر از استرس محاسبهپریشی خوش آمدید» ، جایی که اعداد حکمرانی می کنند زیرا ساکنان در تلاشند تا از واقع شدن در شرایطی که مجبور به محاسبه حتی مقدماتی باشند، اجتناب میکنند. با وجود ابتلای حدود 5 درصد از مردم به محاسبهپریشی، یعنی به میزان مبتلایان عارضه «واژه کوری»، همچنان این بیماری از سوی دانشمندان و افراد مبتلا، که به اشتباه کودن شناخته میشوند، مورد بی توجهی است. اکنون، در شرایطی که محققان شروع به یافتن ریشه این مشکل کردهاند، امید میرود که کودکان دچار محاسبهپریشی نیز، مثل برخی هم سن و سالهایشان که به واژهکوری مبتلا هستند، از یاری متخصصان بهره بگیرند.
این مسئله برای صدها میلیون نفر دارای اهمیت است. به عقیده دانیل انصاری، یک متخصص اعصاب شناختی، در دانشگاه وسترناونتاریو در کانادا، «ما میدانیم که روان بودن در عملیات پایهای ریاضیات برای موفقیت در زندگی، چه در سطح استخدام و چه در امور اجتماعی، یک پیش نیاز محسوب میشود.» بر اساس یک گزارش که توسط دولت انگلیس در سال گذشته میلادی منتشر شد، محاسبهپریشی شانس موفقیت یک دانشآموز 16 ساله را در امتحان با ضریب 7 کاهش میدهد و باعث خسارتی 100هزار پوندی به درآمد تمام سالهای زندگیش میشود. در عین حال، تشخیص زودهنگام و آموزشهای درمانی میتواند در جلوگیری از افتادن چنین فردی در این مهلکه موثر باشد.
افراد مبتلا به محاسبهپریشی، که آن را به عنوان اختلال ریاضیاتی هم میشناسند، میتوانند بسیار باهوش و حتی سخنور باشند. مسئله ایشان یک مشکل عمومی یادگیری نیست، بلکه آنها دچار یک ضعف تحمیلی در برابر مجموعههای شمارشی هستند. به بیان ساده، آنها از دیدن ارتباط بین گروهی از اشیاء، مثلا پنج درخت گردو، و نمادی که معرف آن است نظیر کلمه پنج یا عدد 5، عاجز هستند. آنها همچنین نمیتوانند حتی جمع و تفریق را با یکییکی اضافه یا کم کردن اعداد، انجام دهند.
شهريور 1384
برای دریافت کتاب اینجا را کلیک کنید.
رفاه مادی و آسایشی که بشر امروز از آن برخوردار است در پرتو دانش و فناوری مدرن و مهندسی و سایر علوم به ویژه فیزیک، شیمی، بیولوژی و رشته های مربوط به آنها به دست آمده است.
در مطالعه این رشته ها و تقریبا هر رشته دیگر دانشگاهی، دانشجو به دانستن سطح معینی از ریاضیات نیازمند است. بیشترین معلومات ریاضی برای مطالعه در رشته های مهندسی، فیزیک و شیمی مورد نیاز است. سایر رشته ها مانند پزشکی، روان شناسی، جامعه شناسی، بیولوژی، کشاورزی، بازرگانی، تجارت، بانکداری و ده ها رشته دیگر اگر چه ظاهرا ارتباط زیادی با ریاضیات ندارند - و در حقیقت تا صد سال قبل هم این رشته ها تکیه زیادی بر ریاضیات نداشتند - اما در شکل های مدرن و امروزی خود، این رشته ها دارای تئوری هایی هستند که درک آنها و کار بردشان شدیدا بستگی به آمار و تکنیک های ریاضی دارد.
ریاضیات تنها زبانی است که پدیده های طبیعی جهان هستی را به خوبی توضیح می دهد. ریاضیات حتی پدیده های اجتماعی _خواه اجتماعات بشری، خواه اجتماعات حیوانی_ را نیز می تواند به خوبی تشریح کند و با ترسیم مدلی برای آنها تغییرات آتی آنها را پیش بینی کند. لوباچفسکی (۱) می گوید؛ هیچ شاخه ای از علم ریاضی _هر اندازه هم که انتزاعی و مجرد باشد_ وجود ندارد که یک روز کاربردی برای آن در توضیح پدیده های دنیای واقعی پیدا نشود.
از کهکشان ها و حرکت سیارات عظیم به دور خورشید ها گرفته تا حرکت ابر ها، بادها، گردبادها و از پرواز فضا پیما های غول پیکر و هواپیماهای عظیم الجثه و حرکت قطارها، کشتی ها و اتومبیل ها گرفته تا افتادن سیبی از درخت و سقوط قطرات باران و حدوث رنگین کمان و حرکت بی امان و خستگی ناپذیر الکترون ها به دور هسته اتم ها و فعل و انفعالات شیمیایی که میلیون ها از آن هر لحظه در طبیعت رخ می دهد و هر گونه تغییر در هر چیز و هر زمان، همه و همه با کمک مدل ها و معادلات ریاضی قابل بررسی هستند. قسمت عمده فیزیک با زبان ریاضی قابل تشریح و فهم است. تئوری کوانتوم و تئوری نسبیت با زبان ریاضی است که کوشش دارند قوانین کائنات را تشریح کرده و توضیح دهند.
گالیله می گوید؛ جهان هستی همواره در برابر دیدگان حیرت زده انسان گسترده خواهد ماند و انسان هرگز نمی تواند آن را درک کند مگر اینکه زبانی را که این جهان با آن نوشته و توضیح داده شده است یاد بگیرد و حروف آن را بشناسد. این زبان چیزی جز ریاضیات نیست و این حروف جز مثلث، دایره و سایر اشکال هندسی چیز دیگری نیستند. بدون این زبان انسان حتی یک کلمه از جهان هستی را نخواهد فهمید و همواره گمشده ای را ماند که در کوچه های پر پیچ و خم سرگردان است.
بسیاری از مردم فکر می کنند که فارغ التحصیل رشته ریاضی فقط کارآیی و کفایت در تدریس ریاضیات را دارد و بس در حالی که امروزه در غرب، بسیاری از کارفرما ها منجمله دولت ها برای استخدام در بخش های مختلف سازمان ها و نهاد های خود علاقه مندند متخصصینی را که استخدام می کنند، دارای پشتوانه خوبی از ریاضیات نیز باشند و به ویژه قادر به تجزیه و تحلیل مسائل موجود در آن کار و مطابقت دادن آنها با مدل های ریاضی و بالاخره حل مسئله باشند.
اینها برخی از دلایلی بودند که آموختن ریاضیات را در عصر امروز ضروری می کنند. اما آموختن ریاضیات یک دلیل دیگر هم دارد و آن این است که برای بسیاری از انسان ها ریاضیات از جذابیت خاصی برخوردار است و آن پی بردن به شگفتی ها و اسرار و زیبایی هایی است که این دانش در ذات خود نهفته دارد.
آری! راز زندگی از اندیشیدن شروع می شود. پس باید چگونه اندیشیدن و درست اندیشیدن را دانست و ریاضیات پرورش دهنده این هنر است.
این هم از موفقیت در عرصه های دیگر علم در جهان :
تیم دانشجویی ایران برای هشتمین سال متوالی در رشته ریاضی دوازدهمین المپیاد علمی دانشجویی برتر شناخته شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، مراسم پایانی این دوره از المپیاد روز جمعه باحضور معاون علمی و فناوری رییس جمهور، رییس و معاونان سازمان سنجش در دانشگاه تهران پایان یافت.
دکتر “محمد محمدیاقدم”، معاون سازمان سنجش در مراسم اختتامیه گفت: در رشته ریاضی این المپیاد که به صورت بینالمللی برگزار شد، تیم ایران با کسب ۲۹۴امتیاز از ۴۰۰امتیاز کل رتبه اول را به دست آورد.
وی افزود: تیم اوکراین با ۲۲۶امتیاز رتبه دوم، تیم چین با امتیاز ۲۰۱رتبه سوم، تیم هلند با امتیاز ۱۸۸رتبه چهارم، تیم بحرین با ۴۰ امتیاز رتبه پنجم، تیم تاجیکستان با ۲۶امتیاز رتبه ششم و تیم بنگلادش با ۱۵/۵امتیاز رتبه هفتم را به خود اختصاص دادند.
محمدی اقدم گفت: حدود ۲۷شرکتکننده خارجی و ۲۵دانشجوی ایرانی در این رقابت حضور داشتند.
در دوازدهمین المپیاد بینالمللی علمی دانشجویی کشور در رشته ریاضی، علیاکبر دائمی از ایران با ۳۲۰امتیاز رتبه اول، سید رسول اعتصامی از ایران با ۳۰۵/۵امتیاز رتبه دوم، عرفان صلواتی از ایران و الکساندر ریباک از اکراین با ۳۰۲امتیاز رتبه سوم و میثم مدنی از ایران با ۲۹۸امتیاز رتبه چهارم این رقابت را به خود اختصاص داده و مدال طلا کسب کردند.
منبع خبر : ایرنا
| 0= 44 - 44 | 0 |
| 1= 44 ÷ 44 | 1 |
| 2= 4÷4 + 4÷4 | 2 |
| 3= 4÷ (4+4+4) | 3 |
| 4= 4+ (4-4)*4 | 4 |
| 5= 4÷ (4+4*4) | 5 |
| 6= 4*4/0 + 4/4 | 6 |
| 7= 4 - 4÷44 | 7 |
| 8= 4/4 + 4/0- 4 | 8 |
| 9=4÷4 + 4+4 | 9 |
| 10= 4/4÷44 | 10 |
| 11=4÷4 + 4/0÷4 | 11 |
| 12= 4÷ (4+44) | 12 |
| 13= 4÷44 - !4 | 13 |
| 14=4/0-(4/0-4)*4 | 14 |
| 15=4 + 4÷44 | 15 |
| 16=(4-44)*4/0 | 16 |
| 17=4÷4 + 4*4 | 17 |
| 18= 4/0 + 4/0*44 | 18 |
| 19=4÷4 - 4-!4 | 19 |
| 20=(4+4÷4)*4 | 20 |
برای اعداد اول مانند 113 و 123 معمولاً راه حل محاسبه آن قدری مشکل است. برای حل آنها می توان راه حل های زیر را پیشنهاد داد:

برای 123 نیز راه حلی توصیه می شود اگرچه قدری مشکل به نظر می رسد:

داشتم وبگردی میکردم که به این سایت برخوردم مطالبش بدک نبود .امیدوارم که ازش استفاده کنید.
ابتدا به چند تعریف زیر توجه کنید.
منطق کلاسیک: منطقی ست که در آن گزاره ها فقط ارزش راست یا دروغ دارند که آنرا منطق ۰ و ۱ می نامند.
منطق چند مقداره: منطقی که علاوه بر ۰ و ۱ چند مقدار دیگر را نیز اختیار می کند.
منطق بینهایت مقداره: در این منطق ارزش گزاره ها می تواند هر عدد حقیقی بین ۰ تا ۱ باشد.
منطق فازی: نوعی از منطق بینهایت مقداره و
در حقیقت یک ابتکار برای بیان رفتار مطلوب سیستم ها با استفاده از زبان
روزمره. در واقه منطق فازی یک منطق پیوسته است که از استدلال تقریبی بشر
الگوبرداری کرده است.
در قرن نوزدهم دو رياضيدان بزرگ به نام «لباچفسكى» و «ريمان» دو نظام
هندسى را صورت بندى كردند كه هندسه را از سيطره اقليدس خارج مى كرد. صورت
بندى «اقليدس» از هندسه تا قرن نوزدهم پررونق ترين كالاى فكرى بود و
پنداشته مى شد كه نظام اقليدس يگانه نظامى است كه امكان پذير است. اين
نظام بى چون و چرا توصيفى درست از جهان انگاشته مى شد. هندسه اقليدسى مدلى
براى ساختار نظريه هاى علمى بود و نيوتن و ديگر دانشمندان از آن پيروى مى
كردند. هندسه اقليدسى بر پنج اصل موضوعه استوار است و قضاياى هندسه با
توجه به اين پنج اصل اثبات مى شوند. اصل موضوعه پنجم اقليدس مى گويد: «به
ازاى هر خط و نقطه اى خارج آن خط، يك خط و تنها يك خط به موازات آن خط
مفروض مى تواند از آن نقطه عبور كند.» هندسه «لباچفسكى» و هندسه «ريمانى»
اين اصل موضوعه پنجم را مورد ترديد قرار دادند. در هندسه «ريمانى» ممكن
است خط صافى كه موازى خط مفروض باشد از نقطه مورد نظر عبور نكند و در
هندسه «لباچفسكى» ممكن است بيش از يك خط از آن نقطه عبور كند. با اندكى
تسامح مى توان گفت اين دو هندسه منحنى وار هستند. بدين معنا كه كوتاه ترين
فاصله بين دو نقطه يك منحنى است.
هندسه اقليدسى فضايى را مفروض مى گيرد كه هيچ گونه خميدگى و انحنا ندارد.
اما نظام هندسى لباچفسكى و ريمانى اين خميدگى را مفروض مى گيرند. (مانند
سطح يك كره) همچنين در هندسه هاى نااقليدسى جمع زواياى مثلث برابر با ۱۸۰
درجه نيست. (در هندسه اقليدسى جمع زواياى مثلث برابر با ۱۸۰ درجه است.)
ظهور اين هندسه هاى عجيب و غريب براى رياضيدانان جالب توجه بود اما اهميت
آنها وقتى روشن شد كه نسبيت عام اينشتين توسط بيشتر فيزيكدانان به عنوان
جايگزينى براى نظريه نيوتن از مكان، زمان و گرانش پذيرفته شد. چون صورت
بندى نسبيت عام اينشتين مبتنى بر هندسه «ريمانى» است. در اين نظريه هندسه
زمان و مكان به جاى آن كه صاف باشد منحنى است. نظريه نسبيت خاص اينشتين
تمايز آشكارى ميان رياضيات محض و رياضيات كاربردى است. هندسه کاربردی مطالعه
سيستم هاى رياضى مختلف است كه به وسيله نظام هاى اصول موضوعه متفاوتى
توصيف شده اند. برخى از آنها چندبعدى و يا حتى nبعدى هستند. اما هندسه محض
انتزاعى است و هيچ ربطى با جهان مادى ندارد يعنى فقط به روابط مفاهيم
رياضى با همديگر، بدون ارجاع به تجربه مى پردازد. هندسه كاربردى، كاربرد
رياضيات در واقعيت است. هندسه كاربردى به وسيله تجربه فراگرفته مى شود و
مفاهيم انتزاعى برحسب عناصرى تفسير مى شوند كه بازتاب جهان تجربه اند.
نظريه نسبيت، تفسيرى منسجم از مفهوم حركت، زمان و مكان به ما مى دهد.
اينشتين براى تبيين حركت نور از هندسه نااقليدسى استفاده كرد. بدين منظور
هندسه «ريمانى» را برگزيد.
هندسه اقليدسى براى دستگاهى مشتمل بر خط هاى راست در يك صفحه طرح ريزى شده
است اما در عالم واقع يك چنين خط هاى راستى وجود ندارد. اينشتين معتقد بود
امور واقع هندسه ريمانى را اقتضا كرده اند. نور بر اثر ميدان هاى گرانشى
خميده شده و به صورت منحنى در مى آيد يعنى سير نور مستقيم نيست بلكه به
صورت منحنى ها و دايره هاى عظيمى است كه سطح كرات آنها را پديد آورده اند.
نور به سبب ميدان هاى گرانشى كه بر اثر اجرام آسمانى پديد مى آيد خط سيرى
منحنى دارد. براساس نسبيت عام نور در راستاى كوتاه ترين خطوط بين نقاط
حركت مى كند اما گاهى اين خطوط منحنى هستند چون حضور ماده موجب انحنا در
مكان - زمان مى شود.
در نظريه نسبيت عام گرانش يك نيرو نيست بلكه نامى است كه ما به اثر انحناى
زمان _ مكان بر حركت اشيا اطلاق مى كنيم. آزمون هاى عملى ثابت كردند كه
شالوده عالم نااقليدسى است و شايد نظريه نسبيت عام بهترين راهنمايى باشد
كه ما با آن مى توانيم اشيا را مشاهده كنيم. اما مدافعين هندسه اقليدسى
معتقد بودند كه به وسيله آزمايش نمى توان تصميم گرفت كه ساختار هندسى جهان
اقليدسى است يا نااقليدسى. چون مى توان نيروهايى به سيستم مبتنى بر هندسه
اقليدسى اضافه كرد به طورى كه شبيه اثرات ساختار نااقليدسى باشد. نيروهايى
كه اندازه گيرى هاى ما از طول و زمان را چنان تغيير دهند كه پديده هايى
سازگار با زمان - مكان خميده به وجود آيد. اين نظريه به «قراردادگرايى»
مشهور است كه نخستين بار از طرف رياضيدان و فيزيكدان فرانسوى «هنرى
پوانكاره» ابراز شد. اما نظريه هايى كه بدين طريق به دست مى آوريم ممكن
است كاملاً جعلى و موقتى باشند. اما دلايل كافى براى رد آنها وجود دارد؟